هرگاه مؤمن خود را از دنیا خالی کند، والا گردد وشیرینی دوستیِ خدا را دریابد و از نظر اهل دنیا، گویی دیوانه به شمار آید؛ حال آن که شیرینیِ دوستی خدا، با آن مردم درآمیخته است و در نتیجه، به غیر از او نمی پردازند.با خودم را از دل هایشان برخواهم کَند . [امام صادق علیه السلام]
:: امـــید وصـــل ::
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» خداکند..

خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود
ز دام خال سیاهش کسی رها نشود
خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار
به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود
جواب ناله ی ما را نمی دهد "دلبر"
خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود
شنیده ام که از این حرف، یار خسته شده
خدا کند که به اخراج ما رضا نشود
مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست
خدا کند که مریضی من دوا نشود
ز روزگار غریبم گشته است معلوم
شفای ما به قیامت بجز رضا نشود...

"امام خامنه ای(مدظله)"



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بهار ( یکشنبه 94/9/1 :: ساعت 9:52 صبح )
»» میلاد نور


یاحق

امان از وقتی که دل وقلم هردو بشکنند!
نه میشود نوشت!
نه میتوان گفت!


.....
این سه نقطه ها!
وای از دلم!
.....


آقایم !مولایم!سرورم!...

*میلادت مبارک
*

*خوش آمدی*
.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بهار ( جمعه 93/3/23 :: ساعت 9:56 صبح )
»» نرسیدی

ای راحت دل‌های پریشان، نرسیدی
ای فصل بهارانة ایمان نرسیدی
.
خواندند تو را گریه کنان مردم گریان
گفتند که بشتاب و شتابان نرسیدی
.
بر جمعه دعا از لب عشاق، شنیدی
محروم تو ماندند و به ایشان نرسیدی
.
روز آمد و شب رفت و زمین گشت و زمان رفت
آمین دعا بودی و یک «آن» نرسیدی
.
تا عمر ثمر آرد و تا بخت گشایش
ای روشنی چشم، به یاران نرسیدی
.
با یاد تو آغاز شد این گریة مکتوب
ای حسرت دیدار به پایان نرسیدی



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بهار ( پنج شنبه 93/3/15 :: ساعت 11:32 عصر )
»» امید من!

 

ای بهانه تمام اشک های صبح جمعه ام

ناله های ندبه ام !

 

چه می شود به این نگاه بی رمق

نظر کنی!

فارس حجاز !

یار دلنواز !

 

کی شود برای لحظه ای امید من

ز سرزمین سینه ام گذر کنی!

 

تمام راه های آسمان برای توست

و چشم های خسته زمینیان

 

بیا بیا !!

 

چرا ز آمدن میان خاکیان حذر کنی ؟!

ای ستایش از سنایش تو شرمناک!

 

آسمان آبی نگاه تو

حکایت تمام عاشقانه هاست.

 

کی شود مرا به جرعه ای از این نگاه

میهمان کنی؟!

 

ای سرود هر پگاه یاس و رازقی!

وی نوای چلچله وه وقت صبح !

 

بیا نظاره کن به صحن سینه ام !

چه می شود که آسمان قلب خسته مرا

 

برای یک حضور پر شکوه میهمان کنی ؟!

 

سیدمحسن بنی فاطمی

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بهار ( یکشنبه 93/1/10 :: ساعت 7:22 عصر )
»» ازصفرتابیست

 

یک آزمون اساسی با سه پرسش اساسی

 

اگر عزیزی را گم کرده باشید، چه

می کنید؟

آسوده و بی خیال می نشینید تا کم

کم فراموشش کنید؟

یا برای یافتن او همه تلاش خود را

به کار می برید.

از این و آن سراغش را می گیرید.

شب و روزتان را به جستجوی او

می گذرانید...

تا آن که او را بیابید یا نشانی از

او پیدا کنید؟

کدامیک؟

 

اگر کسی را دوست داشته باشید و

بدانید که او نیز به شما بسیار علاقه مند است، آنقدر که از

بیماری شما بیمار می شود و از خوشحالی شما خوشحال، چه می کنید؟

تنها به زبان این دوستی را ابراز

می کنید؟

یا در عمل، محبت خود را به او نشان

می دهید؟

پیوسته در پی جلب رضایت او هستید،

به مناسبت های مختلف برای او هدیه می برید، لباسی را می پوشید

که او دوست دارد، از عطری استفاده می کنید که او می پسندد و

...

کدامیک؟

اگر بدانید، که برای حل مشکلاتتان

می توانید به کسی مراجعه کنید که آماده کمک به شما می باشد و

برای ارتباط با او گفتن یک سلام کافی است، چه می کنید؟

آیا از کنار این موضوع بی تفاوت

گذر می کنید؟ یا تمام تلاش خود را برای استفاده از این فرصت به

کار می برید؟

کدامیک؟

اکنون ما که می گوییم

در انتظار امام زمانمان

نشسته ایم،

او را به جان دوست داریم،

گره مشکلاتمان به دست او باز

می شود،

چگونه ایم و چه می کنیم؟

هر صبح

با سلام بر او روزمان را شروع کرده و آمدنش را از خدا

می خواهیم؟

 

برای سلامتیش صدقه می دهیم؟

 

 

و مهم تر آن که

 

آنگونه که او پسندد زندگی کرده و عمرمان را سپری می کنیم؟

 

.........

خوب است در این آزمون

این سه پرسش ساده را از خود

بپرسیم و به خودمان نمره دهیم.

 

از صفر تا بیست!

امام منتظران(عج): " ما در رعایت

حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطره نبرده ایم ...

"

بیائید ما نیز یاد او را از خاطر

نبریم و برای آمدنش دعا کنیم ...



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بهار ( یکشنبه 92/11/27 :: ساعت 4:40 عصر )
»» این روزها

یاحق

این روزها زیاد نام عطش را میشنویم ودر روضه ها وعزاداریها سیراب می شویم از عشق حسین علیه السلام،بی تابی یک سال عطش دل، قرارمی گیرد در سینه زنیها..

این روزها نام خیمه را زیاد میشنویم وعمود خیمه،عمو،زینب ،72 یار وفادار....و درسایه همین خیمه ها ی آتش گرفته با یاد علمدار اشک می ریزی وآرام می شوی..

.این روزها زیاد نام علی اکبررا می شنوی وجوانان هیئتی را به سرو سینه زنان که می بینی دلت آرام می گیرد،که هنوزز هم..

این روزها زیاد نام علی اضغررا می شنوی ووقتی می بینی کام نوزادی با تربت حسین براشته می شود ،دلت آرام می گیردکه هنوز هم...

این روزها نام رقیه را زیاد می شنوی ووقتی دخترکان ناز محجبه را می بینی با سربند یا رقیه  دلت ارام می شود که هنوز هم... 

این روزها ...اما دلت متلاطم می شود وقتی نام زهرا (سلام الله علیها)را می شنوی!آه مادر!مادر مادر!...

یا زهرا تنها دعای توست که فرج منقم خون جگرگوشه هایت ومنقم خون مظلوم خودت وعلی علیه السلام را می رساند..دعا کن مادر..دعا کن..:((

 

(زلال سبز نگاهت عنایت ار بکند

سوال تشنگی م را جواب خواهد شد

دلا دعای فرج را بخوان که می دانم

دعای زنده دلان مستجاب خواهد شد)

شعر از:امیرعلی مصدق 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بهار ( سه شنبه 92/8/14 :: ساعت 9:48 صبح )
»» ناب ترین اندیشه

به نام حضرت دوست، که هر دلی در هوای اوست. او که آفرینش مان را با آدم آغازید و هدایتمان را خود بر عهده گرفت. چون از فراقش نالیدیم، به سوی خود فراخواندمان و چون از ظلم شکوه بردیم، به مهدی بشارتمان داد.و سلام بر مهدی و مشتاقان روی مهدی و عاشقان کوی مهدی.

مولای من! 
خورشید پیش از تاریکی زمین نور فشانده بود و آب قبل از تشنگی من در زلالی خود غنوده بود. و تو بودی، پیش از آنکه من به جستجویت برآیم. این نیاز من نبود که تو را آفرید، بلکه این وجود تو بود که من فراق را حس کردم.

مولای من! 
پای من گرچه در بند زمین، اما دلم در هوای توست.

مولای من! 
از ورای زمان و مکان تو را می جویم. هرچند که تو با منی مانند حضور نور، هوا و آب; اما خوشا روزی که هلال رخسار حضور تو بدر کامل گردد.زمین اگرچه گرد خورشید می چرخد اما روح آن در جستجوی مداری است که گرد تو می گردد. و زمان هرچند دیری است که از مبدا خود پای به راه نهاده، اما همچنان منتظر روزی است که تو از افق نمایان گردی. و انسان هرچند خسته، اما مشتاق و بی تاب تو است.

برای دیدن اندازه اصلی عکس بر روی آن کلیک کنید .

مولای من! 
امتهای پیامبران الهی چون رمه هایی بی چوپان در چنگال گرگها گرفتار آمده اند، و دیوان خون آشام در لباس چوپان بر چهره آنان چنگ می سایند و به غارت آنان مشغولند.

مولای من! 
هر مظلومی که در زیر چکمه ستمکاری جان می سپارد نام تو بر لب دارد و تنها تویی که فریاد رسی و بس.

مولای من! 
نه تنها در زمین که در بهشت نیز بی هدایت تو اسیر شیطان گشتم. از همان روز که عطش کمال در فطرتم نهادند، دریافتم که پای عقل در این وادی پر خار، عاجز از هدایت من است.و امروز، که من تنها با تکیه بر عقل خود به فرمانروایی زمین برخاسته ام از هر زمان ناتوان ترم.امروز که رخسار زمین از هر زمان آراسته تر است، قلب زمین تیره تر و به خون نشسته تر از همیشه است.امروز که همه مدعیان رهبری زمین از آزادی دم می زنند، من از همیشه در بندترم. و امروز که مدافعان حقوق من بی شمارند، من محروم تر از هر زمانم.امروز که تمامی اندیشه های بشری به بار نشسته است، رنج فقدان اندیشه مبتنی بر قرآن که تو تجسم آن هستی از هر زمان جانکاه تر است.

مولای من! 
نخستین لحظه ای را که نام مبارک تو از سر نیاز و عشق بر زبانم نشست، به یاد نمی آورم; اما قدیمی ترین آن به زمان قابیل برمی گردد، و به لحظه ای که آهنگ قتل مرا در سر پروراند.من دردمندانه از دست نیالودن به خون برادر سخن گفتم و دادخواهی را به تو وا نهادم. من در زمان جاری بودم، و تو در بستر فکر من ماوا داشتی. هرجا حق و عدالت در معرض تجاوز و ستم قرار گرفت، من ردای مقاومت بر تن نموده و بر پیشانی بند اندیشه ام «یا مهدی » را حک می کردم. 
ای ناب ترین اندیشه راهنمای من به سوی کمال،ای رهاننده من از بندهای اسارت زمان،ای مدافع راستین تمامی حقوق من و ای فریاد رس مظلومان بر خون نشسته،من در اندیشه توام.

اللهم ارنی الطلعة الرشیدة والغرة الحمیدة


منبع:آفتاب پنهان



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بهار ( شنبه 92/8/4 :: ساعت 10:14 عصر )
»» صفای دل

دلت که تنگ می شود
فرقی ندارد کجایی

خدا به صفای دلت نگاه می کند

کاری ندارد به سنگینی بار خطا ها و حجم گناهانت
یک فرصت تازه می دهد

فرصتی برای این که
صورتت را درخشان کنی به نور وضو

قدم که پیش بگذاری
نوری از غیب می رسد

دستانت را می گیرد
با او همراه می شوی و نمی بینی

در او غرق می شوی و نمی دانی
آنقدر درخشان می شوی که حس می کنی در اوج اندوهت آرامی

آنقدر آرام که می نشینی رو به قبله
 مقابل خودش

خودش به دلت می اندازد چکار کنی
کتاب دعا را ورق می زنی

و می رسی به نام مقدس عاشورا
به عطر وجود زینب و یک دشت درد

جای خوبیست  این جا
فرصت خوبیست برای زیارت

یک معاوضه رندانه
اشک می ریزی

و پاک می شوی

پاک که شوی

بی ذکر راز ها و نیازهایت
حاجت روا می شوی

و یک آرامش و هزار امید تازه راهی دلت می شود
آری

با حسین که همراه شوی
دردها

خود به خود از قامتت می ریزند
رهایت می کنند

از شرم دردی
که بر دل، بر جان و بر احساس حسین رفت


و شاید تو رها می کنی
بیهوده به غم نشستن هایت را

در تعزیت این همه دشواری..
درگیر داغ قصه می شوی

می بینی
حسین در تنهایی آن همه درد کشید و

تو هنوز عالمی فرصت داری
آنجا که

بشارتت می دهند  به خوشبختی محض
و به  آمدن امامی منصور و حاضر


که نامش را بخوانی

معجزه جاری می شود
چه به آنکه بخواهی یارش بمانی

قصه که به سر می آید چشمانی خیس داری ولی آرامی
زیارتت قبول

حالا می توانی
چادر سپیدت را برداری

و سجاده ات را باز کنی
دیگر دست خودت نیست هیچ چیز

قرار است به سفر عشق بروی بعد این زیارت

از اول چشمانت عکس حرم روی مهر و عطر کربلای تسبیح را می گیرد
مهر را هم که برگردانی

بازهم فرقی ندارد
نمازت  باز هم عطر تربت می گیرد

و چشمانت به عشق به بوسیدن ضریح پاکش
به تب و تاب می افتد

دلت تنگ تر و تنگ تر می شود
چقدر مشتاقی زودتر به سجده برسی

و این سجاده را با تمام وجود استشمام کنی

می رسی
به لحظه نیاز

تمام نمازت می رود
و دلت می ماند

و نفس هایت
که دارند

به عشق حسین
لحظه ها را به سر می آورند

اشک هایت می ریزند
می ترسی

شاید این نماز باطل شود
اما نه

نمازی این چنین معطر و عاشقانه
اشکالی ندارد حتی اگر هزار بار تکرار شود..

ببین با چه کسی
به کجا


به سفر رفته ای...
نگران دنیا نباش

دلت که تنگ شود
خدا خودش می داند

چگونه با ذره ای آب
به نورت برساند

و در سفری عاشقانه
بدرقه راهت باشد...



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بهار ( شنبه 92/5/5 :: ساعت 12:12 عصر )
»» عطرخدا

 

دریچه های آسمان را گشوده اند انگار

زمین عطر خدا گرفته

عطر عشق

عطر مستانگی

و باز تکرار می شود قصه از خود بی خود شدنم در کوچه های دلتنگ و مسکوت صبح

در کوچه هایی که نسیم انگاری

پیش پای میهمانی عزیز

آهسته جاروب می کند راه را

نرم می وزد و عشق می ورزد و دیده تر می کند آرام از شوق

تکرار می شوند خاطره ها

در نگاه صبح..

در چشم دیوار..

 

عطر نفس های به شمار افتاده یوسف می آید از عمق چاه زمان

عطر مردانگی های علی  

عطر قدم های نجیبانه زهرا

عطر پیراهن حسین

عطر صبر زینب

عطر عاشق شدن ماه

عطر شیرین تن خدا

و

صدای پایت در گوش کوچه می پیچد

در تنهایی من و در خاموشی دیوارها

آهسته می روم

تا عمیق تر تو را نفس بکشم

تا خوب تر تو را بشنوم

تا جانانه تر تو را باور کنم

باز نمی گردانم نگاهم را

تا فقط، گوش هایم تو را بشنوند

می ترسم چشمان نالایقم

کوچه ای خالی از تو را باور کنند

می ترسم ذهنم

گرفتار حساب های پوچ دنیا شود

آهسته می روم

می دانم که تو هم آرام از پشت سر می آیی

از عطر کوچه می دانم

از ریزش اشکی که گاه و بی گاه از چشم آسمان می ریزد

از آرامش زمین و خاموش نفس کشیدنش

از نسیمی که پر از مستی لای گل ها می پیچد

می دانم تویی که به سکوت این لحظه ها عزت می دهی

و من آرام درگیر آمدنت می شوم

درگیر روزهایی که با پسوند خود

بهانه می خواهند تا دلم را منتظر تر کنند

زیر لب با تو سخن می گویم

اشکالی ندارد اگر کوچه

اگر دیوار

اگر دنیا

به دیوانگی ام بخندند

مهم این است که تو ذکر هایم را می شنوی

مهم این است که می دانی دلم به هوایت سبز است

شک ندارم به صبحی که به عشق تو می دمد

و خیالی که به هوای تو زنده می شود

اگر تو در این کوچه نیستی

اگر قرار نیست راه نجاتی باشد

پس زندگی به امید کیست؟

آسمان برای چه بغض وا می کند؟

برای چه رو از زمینی که این چنین گناه آلودست نمی گیرد؟

چرا امتناع نمی کند از باریدن بر روزگار بی برکت بی تو زیستن؟

 

تاریخ را مرور می کنم

تمام این هزار و چند صد سال را که تو را از بشر گرفت

تمام این روزگار را

که به اهمال گذشت

کاش هنوز یک دنیا فاصله بود

تا ماشینی شدن دنیا و دل ها

کاش می شد

صدای پایت در هیچ صوت انسان شکنی گم نشود

تا تو را گم نکنم

تا تو را گم نکنیم

کاش این کوچه های باریک به ترافیک آدم ها نمی رسید

کاش همیشه سکوت این کوچه برقرار بود

و صدای قدم های تو...



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » نرگس113 ( سه شنبه 92/4/18 :: ساعت 7:23 صبح )
»» خواستم شاد باشم آقا

مولاجان تولدت مبارک..

شب میلادت  طبق خواسته خودتان که در شادی ما شاد باشید ودر غم واندوهمان غمگین ومحزون..خواستم فقط بخندم وشاد باشم...

گفتم بزنم ازخانه بیرون میان خیل عظیم منتظرانت، برای جشن میلادت ماهم شریک این شادی باشیم...درمسیر ترافیکی بود عجیب !آنهم مسیری که همیشه خلوت بود وترافیک روانی داشت،آهان،علت داشت جلوتر شربت وشیرینی توزیع میکردن...چه خبر بود!

کفربعضی ها هم درآمده بود توی ترافیک وهی بوق میزدن وغرمیزدن...لیوانهای یکبار مصرف هم پشت سرهم پرتاب میشدن توی خیابان!چه منظره زیبائی!جلوتر هم به خاطر همین شلوغ بازیها تصادف شده بود!
آقا قربانت شوم خواستم شاد باشم وشادی کنم،اما نمیدانم چرا دلم گرفت!

به جشن رسیدیم!به به!ترانه وسرود میخواندن وارگ میزدن چقققدر زیبا!!لحظاتی ایستادم ،منتظر تواشیح ومولودی  بودم وسخنی ازشما..اما انگار فقط تو بهانه بودی این جشن را!هرکه به فکر خویش است!
قربانت گردم آقا ،خواستم شاد باشم اما نمی دانم چرا دلم گرفت!!!

عده ای از دوستان را داخل جشن دیدم وسفارش نمودم به شرکت در احیای امشب بعد ازاتمام جشن،چقدر نگاه بعضی از آنها پرمعنی بود!لبخندی آکنده از تمسخر تحویلم می دادند واگر شد حتما شرکت میکنیم!علی رغم این همه تبلیغ برای شرکت در احیا ءامشب ولو دو ساعت!جمعیت اندکی آمده بودند،جشن چقدر شلوووغ،خیابان شلوووغ اما مسجد....!:(

دورت بگردم آقا!خواستم شاد باشم ،اما نمی دانم چرا دلم گرفت!

میگفتند جای جای شهر انواع واقسام نذری ها،شربت ،شیرینی،دوغ،بستنی،....تو زیع میشد و دخترکان وعرو سکان خیمه شب بازی متحرک در شهر خود نمائی میکردن وپسرکان بی باک،بعضا مشابه زنان!سوار برموتور ویراژ میدادن ،تک چرخ میزدن،ترقه میزدن وگاهی میان اتوموبیلها توی خیابان به رقص در آمده بودن...به به!چه جشن تولدی!خوش به حالت آقا!

گفتم اشکالی ندارد این کار ها؟!گفتند :جوانند بگذار خودشان را تخلیه کنند،دلخوشی ندارند!گفتم به بهانه کیست این کارها؟مگر نه اینکه بهانه شان میلاد آقاست!گفتند:دل باید پاک باشد،...دلهای پاک را دیدیم!خواستم شاد باشم آقا :اما نمی دانم چرا دلم گرفت!

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بهار ( دوشنبه 92/4/3 :: ساعت 6:22 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

خداکند..
میلاد نور
نرسیدی
امید من!
ازصفرتابیست
این روزها
ناب ترین اندیشه
صفای دل
عطرخدا
خواستم شاد باشم آقا
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 11
>> بازدید دیروز: 6
>> مجموع بازدیدها: 343958
» درباره من

:: امـــید وصـــل ::
مدیر وبلاگ : بهار[170]
نویسندگان وبلاگ :
♣;.مسافرکربلا.♣[5]
نرگس113[1]

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ‏، اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ‏، اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی

» پیوندهای روزانه

پلاک110
هم اندیشی دینی
دل نوشته های من*
قائم
دوران نزدیک به ظهور
حضرت مهدی(عج)دلتنگتم
اینک طوفان
دهاتیها
سربازوطن
جهاد مجازی
درمدارانتظار
عشق من خدا
پیامکهای مهدوی
دلدادگان
بیا باهم باشیم
[آرشیو(201)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها
انتظار[7] . جمعه[4] . دعا[4] . فرج[3] . مهدی[3] . ظهور[3] . عشق[3] . یار[2] . تولد[2] . منتظر[2] . دیدار[2] . شب قدر[2] . امام زمان(عج)[2] . امتحان . امید . انتخاب . دلدار . دوست داشتن . دوستی . جمعه انتظار . حاجت . حجاب . حسین . خارمغیلان . خاص . خدا . خرابه . خودکار . خورشید مکه . خون . اهل بیت . ایمان . بخواهید . بیائی . پاسخ . پدر . ترنم . ترک گناه . تفرج . تقوا . تکسوار . توفیق . 28صفر . آئینه . آرزو . اربعین . اسرا . اشک . اعتکاف،بهانه . افطار . شربت . شفیع . شمر . شهادت امام رضا ع . شهادت سبط اکبر،امام حسن مجتبی ع . شهدا . شهریار*امید . طول غیبت . رابطه . رحلت پیامبراکرم(ص) . رخ . رقیه(س) . رمضان . روسیاه . زندگی . زهرا(س) . زینب . سحر . سقا . سیلی . مولا . میلاد امام زمان (عج) . نافله . نرگس . نماز . نورافشانی . نورباران . نی . نیامد . نیمه شعبان . نیمکت . هشیار . همدل . وصال . قصه . گچ . گل زهرا(س) . لیاقت . لیله الرغائب . مصیبت . معلم . مناجات . جشن . عرفه . یوسف . غریب . فراق .
» آرشیو مطالب
بهمن 1388
زمستان 1388
بهار 1389
تابستان 1389
تابستان 89
پاییز 89
زمستان 89
بهار 90
تابستان 90
پاییز 90
پاییز 91
تابستان 91
بهار 91
زمستان 90
زمستان 91
بهار 92
تابستان 92

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
خورشید تابنده عشق
حرف و حدیث
پیام شهید -وبگاه شهید سید علی سعادت میرقدیم
در انتظار آفتاب
بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست
انتظار
اندیشه نگار
سیب سرخ
گل رازقی

دست نوشته هایم
عکس و مطلب جالب و خنده دار
ان سالهای دوست داشتنی
دارالقران الکریم جرقویه علیا
افســـــــــــونگــــر
Smile of dream
جوان ایرانی
hamidsportcars
زندگی تداعی لحظه هایست که به یاد خوبان میگذرد
* سجاده ی عشق *
فرصت ها
فانوس عشق
من حلقه ام وراه به میخانه ندارم
ir-software
رضا صفری
مــــــــــــــبـــــــلِّــــــــــــغ اســــــــلـــام
شقایقهای کالپوش
هستی همیشگی
گل باغ آشنایی
...عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
بچه مرشد!
وبلاگ عقل وعاقل شمارادعوت میکند(بخوانیدوبحث کنیدانگاه قبول کنید)
بهارانه
کلبه درویشی
•°•°•دختـــــــــــرونه هـــای خاص مــــــــــــن•°•°•
بلوچستان
کارواش خانگی همه کاره جت مینی
دخترک خنده رو :)
شجره طیبه صالحین ،حلقه ریحانه
رود تنها نیست
سیب خیال(پارسی بلاگ)
اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی
یادداشت های حبیب اله حاجی زاده
آسمون آبی چهاربرج
سقف کشسان اصفهان .باریسول اصفهان سقف کاذب اصفهان
استان قدس
طب سنتی@
ســرچشمـــه
طلبه فیسبوکی
-««««(حبیبی حسین)»»»»-
بوستان نهج الفصاحه
حیات طیبه

امامزاده میر عبداله بزناباد
بـــــــــاغ آرزوهــــــــــا
صراط مستقیم
*نهانخانه جان*
مجاورِآقا
خلوت من
@@@گل گندم@@@
دریــــــــای نـــور
عشق مشعلدار
امام زمان
تمیشه نو _کردکوی
امام و شهدا
منادی معرفت
مهربان
رویای شبانه
پیامنمای جامع
بادصبا
$$دوست$$
منتظر مفرد مذکر غایب
شیخا
مهاجر
سلام آقاجان
دوستدار علمدار
ابـــــــــــرار
پایگاه مرجع شهیدان باکری
اندیشه های من
عطر یاس
صبح امید
صدای دل...
.:پرستــوی خیــــال:.
welcome to my profile
یک قدم تا رهایی
به تلخی عسل
مجله مدیران
الهگان
(بنفشه ی صحرا)
عشق
روی بال فرشته ها
عشق پنهان
زندگی
Manna
بانوی اسمانی
♥Deltangi
علمدار بصیر
ولایت مداری
در آغوش خدا
غدیریه
پسران علوی - دختران فاطمی
خادمة القرآن
و....الهــــــه
عمارمیاندواب
مهاجر
آن دنیا 13
هرکس منتظر است...
profosor
شهید شلمچه

من،منم.من مثل هیچکس نیستم
همای رحمت
شاخآبه عشق
ندای حق
مکاشفه مسیح
وبلاگ رسمی محسن نصیری(هامون)(شاعر و نویسنده)
... یاس ...
یاامام حسن مجتبی (ع)ادرکنی
*دنـیــــای مـــــــن :) *
یه کم فکر کنیم...!
قتیل العبرات
منتظران شهادت
دفتر احسان
با ولایت زنده ایم
ایرانی یعنی عشق
اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما...
کانون عاشقان شهادت
طوبای محبت
نم نم باران
چی کار؟
بانوی آسمانی
انتظاری غریب
نوری چایی_بیجار
صدفی برای مروارید
دل نوشته های مائده
« « روزهای عاشقی یک سیب » »
کشاورزی نوین
منتظر
سایه های خیال
عزای حسینی
باکری میاندوآب
نــــــا کجــــــا آبـــــــاد دل مــــن
بادله گشت
محبین
دردودل
شاسوسا
جـــــام غـــــزل
حدیث بلاگ
دل نوشته های یک دیلامی
Defeat
برات محمد هدایتی
حال من را غزل افاقه نکرد
باشگاه پرواز
خورشیدها
سه ثانیه سکوت
صبح انقلاب
سخن اندیشه
مـــــولا علی جان
عــــــــــــــــــاشــــــــــــقانــــــــــــــــــــه هــا
حجاب گوهر ناب
دل نوشته های من
رئوف
بهار عشق
پله پله تا خدا
ثانیه های بهشتی
یاور 313
ghamzade
ده سال اسارت
برترین موبایل های دنیا
دانشجوی پارسی
علم نانو در زندگی
بی خیال همه چی
بلاغ مبین
السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)
شادی ، تفریح ، پیامک
گنجینه آسمانى
صدای مردم نی ریز
delshekasteh
چه زیباست با او بودن
هفت گنج
ماه در کویر
عسا قلم
شهید آوینی
سونامی
سفیر نور
دست در دست دوست
کوثر ولایت
تو هم یکبار بنویس
*سربازقرآنی*
ب مثل باران
فــردا
آبشار
یادداشتهای پراکنده دکتر ستوده
هم اندیشی دینی
مناجات با عشق
فهادانــ
از یک انسان
وبلاگ شخصی ابوذر نصیری
تندیس اندوه
واصـــــل
...ثانیه ها
ترنم عفاف
ღ ستارهـ هایـ خاموشـ ღ
تــــــــــــالـــــــشـــــــــــــان
عقیق14
آسمان آبی
فقط من برای تو
راهی نمانده
اصحاب یمین
نوجوونی از خودتون
آبی به رنگ آسمان
سرباز وفادار امام زمان(عج)
کوچه های بنی هاشم
الماس فیض اباد
پُـر اَز خـــآلی ...!
نگاهی به کتاب زندگی
رسول امین
صدای نی ریز
مذهب
برای پسر نازم آیدین جان
مطلع مهرورزی ومحبت
عاشقانه ها
حجاب
مندیر
جهادگر سایبری سروقامتان
صراط مبین
در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست خو کرده قفس را میل رها شدن نیست
نقشه راه عرشیان
جهاد ولایت
خطـــــــ خطی
کافی نت الماس
* امام مبین *
مطالب جالب حمید
خاطرات یک مرد مجرد
سکـوتـــ شبـانـه"
****سرچشمه****
پایگاه اینترنتی رهروان ولایت
**قافله نت**
آزادی بیان
دو بال پرواز
شکوفه های اجابت
فرهنگی
قلب خــاکی
گلشن راز...
طلبه ایرانی
امانتدار امام
رویای شبانه
رهسپاریم با ولایت تا شهادت
حاج آقا مسئلةٌ
عاشقی -3
(ستاره ها)
ولایت مداری
بسم الله الرحمن الرحیم
منتظران مهدی
ایرانیان
شیدائی
ولایی
ریحانه لپ لپ
لهجه سکوت
مرجع مذهبی ایران
سحر
سحرخیزمدینه کی میایی؟
غریب مادر
ایـــــــــــران مــــــــن
حوراء
طنز/م.م
دخترم باتوسخن می گویم
سحرنزدیک است...
ستارگان کویر
آخرین منجی
سیب خیال
آفتاب پنهان
اندیشه
شیعه
پیروان امام زمان
نسیم شهادت
حجاب ...شهدا...اعمال ما
کهکشانی ازستاره های علم
مسافرکوچولو
انتظارسبز
سایه روشن زیبا
مسأله شرعی
دلداده
*سنگریها*
نخبگان
عشق جاودان
شیعیان..
دهاتیها
یه مخلوق
وبسایت علمی سرگرمی مذهبی قهقه
دریادلان ولایت
درباره ی رپ و دوست شدن با شما
أین تذهبون؟
باش باش باش
مهد ســـــــــــادات
ریاضیات
والفجر8
شاهد
بشنو از دل
عشق ژنهان

» صفحات اختصاصی
معناى ارتباط و ملاقات و انواع آن‏
ملاقات با امام زمان
بابیت وبهائیت به اختصار
باب زمینه سازانحراف درمهدویت
طرح ادعاهای مختلف و توبه های مکرر
علت اعدام علی محمد شیرازی
رابطه بابیت با بهائیت
آیا میتوان با امام زمان ملاقات نمود؟
تشرف یافتگان ازدیدگاه ایت الله جوادی املی
امکن ملاقات ازدیدگاه حجت‌الاسلام والمسلمین آقا تهر
امکان تشرف برای خواصّ شیعه
ملاقات محال نیست
ملاقات آیة الله سیبویه با آقا امام زمان علیه السلا
آیا موضوع درخواست ملاقات با امام عصر(ع) و تشرف خدم
خطرات دامن‌زدن به‌موضوع تشرفات
جوان ومهدویت
انواع ملاقات
برکات دیدار امام(ع)
تشرف مشهدی علی اکبر تهرانی
رمز ملاقات سید عبدالکریم کفاش سید عبدالکریم پینه د
راههای ارتباط با امام زمان(عج)
راهکار عملی ارتباط با حضرت صاحب (عج)...
کسانی که اما زمان را دیده‌اند
روزموعود....( آخرالزمان کی؟...)
عملیات روانی...(جنگ نرم)
مقالات برگزیده

» لوگوی لینک دوستان



































































































" alt="وب سایت شخصی یاسین گمرکی " width='85' >






















» وضعیت من در یاهو
یــــاهـو
» موسیقی وبلاگ

» طراح قالب